به مناسبت ارتحال آیت الله سیدیوسف مدنی خاروانا

احمد حسن نژاد ارزيل: مباحث دینی و مذهبی و گفت و گو در مورد فضایل اخلاقی و علمی علمای دین، یکی از داغترین و مهمترین مباحث مطروحه در خانوادهی ما بوده و هست. برای همین از همان دوران کودکی، نام اغلب علمای شاخص برخاسته از آبادیهای محال دیزمار را به همراه خاطرات بزرگان فامیل و خانواده شنیده بودم. آیت الله سیدیوسف مدنی خاروانا و حجت الاسلام میرزا نوری طرزم از آن جمله علمایی بودند که هر زمان صحبتی از علما میشد، حتماً ذکر خیری از ایشان نیز به میان میآمد. پدرم با حجت الاسلام میرزا نوری طرزم که هم اکنون در قم اقامت دارند، رابطهی صمیمانهای دارد. یادم هست هر وقت میشنید، ایشان برای دیدار از اقوام و آشنایانشان به طرزم آمدهاند، کارش را تعطیل کرده و به ملاقاتش میشتافت. پدرم خاطرات زیادی از ایشان دارند که بعضی از آنها را بارها شنیدهام.
اما در مورد آیت الله سیدیوسف مدنی، پدرم فقط شنیدههایش را نقل میکند. فکر کنم اصلاً موفق به دیدار ایشان نشد. اما داییام (حجت الاسلام میرزامحمد استادی) ایشان را از نزدیک میشناخت. گویا اولین دیدارشان مربوط میشد به زمانی که داییام برای تحصیل علوم دینی به مدرسهی "حسن پادشاه" تبریز میروند و ایشان یعنی آیت الله سیدیوسف مدنی خاروانا که از اساتید مدرسه در آن دوره بودهاند، کمک زیادی به ثبت نام و استقرار داییام در مدرسه مینمایند. در هر حال این رشتهی ارتباط دایی با آیتالله مدنی هیچ وقت گسسته نشد.
امسال نیز طبق روال هرسال، چند روز از تعطیلات نوروز را در زادگاهم بودم. آخرین روز که میخواستم به تبریز برگردم، در میدان روستا منتظر مینیبوس بودم که دیدم داییام از تبریز رسیدند. وقتی از ماشیناش پیاده شد، چند کتاب از داخل ماشین برداشته و به طرف محل تجمع اهالی روستا که بنده نیز یکی از آنها بودم، راهی شد. برای هر نفر، کتابی هدیه داد. یکی را هم من گرفتم. اولینی چیزی که بر روی کتاب جلب توجه میکرد، نام آیت الله سیدیوسف مدنی خاروانا بود. آری کتاب، رسالهی عملیّهی ایشان بود. هرچند مقلّد ایشان نیستم، ولی یکی از باارزشترین یادگاریهایی که تا به حال گرفتهام، همین رساله است.
دیشب، خبر ارتحال آیتالله مدنی را از تلویزیون شنیدم. تا ظهر امروز هم به اینترنت دسترسی نداشتم. به محض اینکه به اینترنت دست یافتم، دنبال خبر ارتحال این عالم ربانی گشتم. یک خبر در خصوص ارتحال ایشان و زمان تشییع جنازهاش در قم و سه پیام تسلیت از ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و آیات اعظام نوری همدانی و مکارم شیرازی تنها مطالبی بودند که میشد از طریق آنها، متوجه درگذشت آن بزرگوار شد.
خبر درگذشت ایشان در هیاهوی نتایج انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا چنان گم و گور شد که حتی شاخهی استانی خبرگزاری مهر که تحت مدیریت سازمان تبلیغات اسلامی اداره میشود نیز به خود زحمت درج خبری در این رابطه را نداد، چه برسد به خبرگزاریهای فارس و ایرنا و ایسنا و نصر و اهراب.